
پسر بزرگ
الکساندر وامپیلوف
Valentina
نمایش نامة «والنتیا» در دو پرده با موضوع بی عدالتی، عدم تساوی افراد در برابر قانون و حاکمیت روابط به جای ضوابط در جامعه نگاشته شده است. نمایش نامه نویس به بررسی نتیجة این معضلات در سطح محدودتر؛ خانواده می پردازد و بعد از آن به رابطة انسان با خودش توجّه می کند. بدین ترتیب که «شاما وف» 32ساله، بازرس وظیفه شناس و موفّقی است که در جریان پرونده جرم پسر یکی از افراد بانفوذ منطقه متوجّه می شود که رابطه می تواند بالاتر از ضابطه (قانون) عمل کند و در پی آن دچار سرخوردگی شده و از شهر و کار و خانواده گذشته و به گوشة دنج و بی سر و صدای چای خانة محقّر «چولیمسک» پناه می برد؛ او با پناه بردن به این مکان، تمایلی به صحبت کردن از گذشتة خود ندارد و تنها می خواهد که او را به حال خود بگذارند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت