
شعری که شنیده نشد
رنه واتسون
What I Leave Behind
«ویل» اثر آلیسون مک گی رمانی کوتاه، شاعرانه و عمیق در حوزه ادبیات نوجوان است که با بیانی موجز و تأثیرگذار به تجربه سوگ، عذاب وجدان بازماندگان و ترومای روانی می پردازد. این کتاب در سال ۲۰۱۸ منتشر شد و خیلی زود به عنوان اثری متمایز در ادبیات واقع گرایانه نوجوان شناخته شد، زیرا به جای تکیه بر حادثه های پررنگ و گره های بیرونی، بر وضعیت ذهنی شخصیت اصلی و روند آرام ترمیم او تمرکز می کند. مک گی در این رمان نشان می دهد که چگونه انسان آسیب دیده گاهی نه از راه سخن گفتن های طولانی، بلکه از مسیر سکوت، حرکت، توجه و مهربانی های کوچک به جهان بازمی گردد. قهرمان داستان پسری شانزده ساله به نام ویل است که در لس آنجلس زندگی می کند و پس از دو رویداد ویرانگر، در وضعیتی روحی بسیار متزلزل به سر می برد. از یک سو پدر او به تازگی خودکشی کرده و ویل مدام درگیر خاطراتش، لباس سوپرمنی که می پوشید و آخرین لحظات حضور اوست. از سوی دیگر، دوست صمیمی دوران کودکی اش، پلایا، در مهمانی ای مورد تعرض گروهی قرار گرفته که ویل نیز در آن حضور داشته اما زودتر آنجا را ترک کرده است. همین مسئله در ذهن او به منشأ عذاب وجدانی عمیق تبدیل شده و او مدام خود را سرزنش می کند که اگر آنجا مانده بود، شاید می توانست مانع فاجعه شود. این احساس ناتوانی و گناه، بخش مهمی از جهان درونی او را شکل می دهد و باعث می شود از دیگران فاصله بگیرد و به راه رفتن های طولانی و بی پایان در شهر پناه ببرد. یکی از مهم ترین ویژگی های کتاب، ساختار منحصربه فرد آن است. رمان در قالب دقیقا صد فصل بسیار کوتاه روایت می شود؛ فصل هایی که گاهی تنها چند سطر دارند و بیشتر شبیه قطعاتی از یک شعر بلند یا یادداشت های ذهنی پراکنده اند تا فصل های متعارف یک رمان. این فرم کاملا با محتوای اثر هماهنگ است، زیرا ذهن ویل نیز پس از تروما منسجم و یکدست نیست، بلکه از خاطره، سکوت، مشاهده و حسرت ساخته شده است. خواننده از خلال همین قطعات کوتاه، به تدریج با لایه های اندوه و تلاش او برای زنده ماندن آشنا می شود. ویل در یک فروشگاه همه چیز یک دلاری کار می کند و با رئیس خود، میجر، رابطه ای عاطفی و پدرانه دارد؛ رابطه ای که یکی از معدود منابع ثبات در زندگی اوست. او در پیاده روی هایش به آدم های حاشیه ای شهر توجه می کند؛ به کسانی که معمولا دیده نمی شوند. در همین مسیر تصمیم می گیرد صد چیز کوچک، هدیه یا نشانه ای از محبت را بی آنکه شناخته شود، برای دیگران به جا بگذارد. او نان ذرت می پزد و آن را پشت در خانه پلایا می گذارد، اسکناس های یک دلاری را در مسیر افراد نیازمند رها می کند و با این کارها می کوشد نوری کوچک در تاریکی زندگی دیگران روشن کند. این عمل ها در ظاهر ساده اند، اما به تدریج برای خود او به شیوه ای برای ترمیم، تحمل و بازسازی پیوند با جهان تبدیل می شوند. نقطه قوت اصلی «ویل» در نثر شاعرانه، ساختار خلاقانه و تصویر همدلانه آن از افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه است. کتاب هرگز به دام احساسات گرایی افراطی نمی افتد و درد را با صداقتی آرام و انسانی بازنمایی می کند. البته فرم مینیمالیستی و کم حادثه آن ممکن است برای خوانندگانی که به دنبال پیرنگی پرکشش و روایتی سنتی هستند، کمتر رضایت بخش باشد. با این حال، این اثر درخشان یادآوری می کند که شفای واقعی معمولا ناگهانی و معجزه آسا نیست، بلکه از دل قدم های کوچک، توجه به دیگران و انتخاب مداوم مهربانی شکل می گیرد. ویل با آنچه برای دیگران به جا می گذارد، در حقیقت تلاش می کند تکه های شکسته وجود خود را دوباره کنار هم بگذارد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت