
راهی به اندیشه های مولوی
یحیی امریک
he end is always near : apocalyptic moments, from the Bronze Age collapse to nuclear near misses
تاریخ انسان به دلیل جهالت، حماقت و بلاهت نوع بشر، با وجود تراژیک بودنش، هم زمان مضحک و خنده دار هم هست. شما وقتی یک نژادپرست را می بینید که خودش و نژادی که خودش را از آن می داند به نام نژاد برتر می خواند، درست است که خشمگین می شوید و تقبیحش می کنید، اما در همان حال از این حجم بلاهت و خودبرتربینی احمقانه به خنده می افتید، مخصوصا اگر آشنایی کمی هم با علم ژنتیک داشته باشید و مثلا بدانید که ممکن است یک ایرانی که به دلیل زبان و محل تولدش به ایرانی بودن خودش مفتخر است، با یک بنگلادشی ژن های مشترک بیشتری داشته باشد تا یک آلمانی – آریایی نئونازی دیگری بدتر از خودش! ورای همه ی این ها ضعیف بودن بشر برابر طبیعت و بلایایش هم همواره در طول تاریخ بوده و پس ازاین هم خواهد بود. البته پس ازاین به دلیل بلاهایی که بشر بر سر طبیعت آورده، احتمالا طبیعت انتقام سخت تری هم از بشر بگیرد! کتاب «پایان همیشه نزدیک است» همه ی این ها و خیلی چیزهای دیگر که تاریخ فاجعه بار و مضحک انسان جاهل را ساخته است، در خود جا داده و به درستی هنگام خواندن کتاب درحالی که سری به تأسف تکان می دهیم، قهقهه هم می زنیم! دن کارلین که اندیشمندی را با شوخ طبعی عجین کرده در «پایان همیشه نزدیک است؛ روزگاران فاجعه آمیز، از ویرانی عصر مفرغ تا خطرات هسته ای آخرزمانی» با محور قرار دادن بسیاری از فیلم های آشنایی که دیده ایم و داستان های آشنایی که خوانده ایم، به ناگه چیزهایی را از گذشته ی پیشاتاریخی تا همین امروز رو می کند و برابرمان می گذارد که در عین شگفت زدگی در فاصله های میان خنده و گریه می ایستیم!
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت