
خاطرات صفر خان
علی اشرف درویشیان
Pari Khani
از بخت شکر دارم و از «کردگار» هم، که دوباره در غزل فارسی بهار شده است، و جنگ و جدل شعر نو و کهنه واقعا به پایان رسیده است. امروزه دیگر غزلسرایی نشانه ی کهنه گرایی نیست. اگر چند هزار قطعه شعر نوی خوب داشته باشیم در این سی چهل سال اخیر دو چندان آن غزل و رباعی نو داریم. قرار نیست که آینده به گذشته ببازد. اگر شاگردان هیچ گاه از استادان فراتر نمی رفتند و خود در حیطه ی پژوهش یا آفرینش هنر خویش همواره کهتر می ماندند، خلاف قاموس طبیعت و تجربه و واقعیت بود. اغلب شاعران مکتب نیما در دهه ی چهل و دهه های بعد، از خود او بهتر شعر نیمایی گفته اند. غزل، یک دو دهه بعد از نیما درجا زد و دچار کلیشه سرایی انجمن های ادبی شد، تا نسل دوم و به ویژه سوم پس از نیما پا به عرصه ی وجود نهاد. سایه که از نسل و هم نسل نیما بود، حقی در ارتقای غزل دارد. و البته بیش از او بزرگ بانوی غزل دیروز و امروز استاد سیمین بهبهانی. از جوان ترها به عمد نام نمی برم که به یاد نیاوردن، یا از قلم انداختن چند و حتی یک نام بلند در حق آنان جفا خواهد بود و کسی آن را به حساب حافظه ی بی حفاظ و نخ نمای من نخواهد گذاشت.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت