ادبیات ایران

چراغ صبح

Cheragh-e Sobh

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۶۰
سال چاپ
۱۳۹۲

درباره کتاب

۱ دقیقه

حتی سنین کودکی اش هم آنقدر عظمت داشت که می توانست دو محله را که بر سر عزاداری عاشورا نزاع داشتند، با یکدیگر آشتی بدهد؛داستان هم از میان علم و کتل و صدای به هم خوردن استکان هیات ها و نقشه محمدعلی برای آشتی آن ها آغاز می شود. بعد می رسد به روزهای شاگردی و دست فروشی در سبزه میدان. روزهایی که محمدعلی نان و پنیرش را در دستمالی می پیچید و برای فروش کاسه و بشقاب های گلی از خانه بیرون می زد. اما حکومت رزم آرا بساط دستفروش ها را برچید و محمدعلی وارد نیروی هوایی شد. داستان با روایت خاطراتی زیبا و خواندنی از برخورد محمدعلی رجایی با مردم در لباس نظامی و سرانجام استعفای او ادامه پیدا می کند. اصغر فکوری نویسنده کتاب «چراغ صبح»، زندگینامه این شهید را به شیوه خطی و کلاسیک و بدون پیچیدگی های ساختاری روایت می کند؛ اما نثر پخته نویسنده و شگفتی حوادث زندگی محمدعلی رجایی، خواندن داستان را برای مخاطب جذاب و دوست داشتنی می کند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه