
هایدریش مغز هیملر است
لوران بینه
The Skin of Sorrow
رمان چرم ساغری در سال 1831 توسط رمان نویس و نمایش نامه نویس فرانسوی هونوره د بالزاک (1899-1799) نوشته شده است. در اوایل قرن نوزدهم در پاریس، داستان مرد جوانی را روایت می کند که یک قطعه جادویی از چرم را پیدا می کند که تمام خواسته های او را برآورده می کند. با این وجود، برای هر آرزوی اعطا شده، بخشی از انرژی بدنی وی کم می شود و مصرف می کند. قبل از اتمام کتاب، بالزاک با انتشار یک سری مقالات و قطعات داستانی در چندین مجله پاریسی، هیجان را در این مورد ایجاد کرد. اگرچه او پنج ماه از تحویل نسخه خطی عقب افتاده بود، اما موفق شد علاقه کافی را ایجاد کند که این رمان بلافاصله پس از انتشار آن به فروش رفت. چاپ دوم، که شامل یک سری از دوازده "داستان فلسفی" دیگر بود، یک ماه بعد منتشر شد. اگرچه این رمان از عناصر خارق العاده ای بهره می برد، اما تمرکز اصلی آن نمایش واقعی از زیاده خواهی ماتریالیسم بورژوایی است. توجه بالزاک به جزئیات برای توصیف خانه قمار، یک فروشگاه عتیقه فروشی، یک ضیافت سلطنتی و سایر مناطق محلی استفاده می شود. کتاب او همچنین شامل جزئیاتی از زندگی خودش به عنوان نویسنده مبارز است و شخصیت اصلی را در خانه ای شبیه به شخصی که در ابتدای فعالیت ادبی اشغال کرده است قرار می دهد. موضوع اصلی چرم ساغری تضاد بین میل و طول عمر است. پوست جادویی نمایانگر نیروی زندگی مالک است.
نکوداشت های این کتاب نیز بر با همه خصوصیت ساده لوحانه، نظریه ای که بالزاک در این کتاب مطرح می کند، باید پذیرفت که چرم ساغری داستانی است که به طرز ستایش انگیزی به پایان می رسد و سخت جذاب است. این داستان در شمار شناخته ترین و پرخواننده ترین آثار بالزاک است. چرا که نویسنده در این اثر، مانند بیشتر آثار خود، می تواند واقعیت و خیال را به طرز ستایش انگیزی به هم بیامیزد و رغبت و کنجکاوی خواننده را تا پایان برانگیزد. این اثر، که نسبت به داستان «لوئی لامبر» روح و دلنشینی کمتری دارد و کمتر از« جستجوی مطلق» شگفت انگیز و دلهره انگیز است، با دو رمان پیشین یکی از آثار عمده «بررسی های فلسفی» است که بالزاک در آنها از واقع گرایی دور شده و غالبا با ناشیگری، ولی با برانگیختن شوق و علاقه خواننده، سعی کرده که موضوعات عقیدتی را که اساس اثر اوست روشن گرداند و چه چیزی باعث می شود بالزاک را با همه ی طول و تفصیل های آزارنده اش بپسندم؟ بالزاک می داند چطور باید داستان تعریف کند، و کمدی انسانی می نویسد. موشکافی انسان ها در کتاب های بالزاک و تقلّایش برای به دست دادن شناختی نزدیک به حقیقت (که نهایت آن ناشدنیست) برایم رشک انگیز است؛ من بی نهایت دوست دارم آدم ها را موشکافی کنم و خوب می دانم این کار تا چه حد ناشدنی و در عین حال نزدیک شدنیست. چرم ساغری داستانی بورخسی است که بالزاک روایتش کرده و این روایت واقعا جالب است. شاید روزی بهتر توانستم با اصطلاحات نقد ادبی بالزاک را توضیح دهم امّا فعلا، ریشخند بالزاک بر جامعه و انسان آن چیزیست که کتاب هایش برای من جالب کرده. راستینیاک هم خانه ای باباگوریو وقتی در چرم ساغری با رافائل برخورد می کند، خوب می شود دید که جامعه ی آن روزگار فرانسه از او چه ساخته است. بحث های سرسام آور مجلس در مستی، حضور همیشگی فئودورا، و عشق به نظر من دروغین رافائل به پولین همه و همه ریشخند جامعه و انسانند. من در جاهایی تنها چشمانم را از روی کلمات می گذراندم و از سر ملال کتاب را می بستم، امّا نهایتا به نبوغ دیوانه وار بالزاک معترفم. این نبوغ وقتی این کتاب های درخشان را در اختیار ما گذاشته (که شاید هر کتابش را یک بار بیشتر نخوانیم امّا مدام دلمان برای لذّت خواندنشان تنگ می شود) خب بگذار چندین و چند صفحه توصیف و تحلیل بی مزه کند تاکید می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت