چگونه مجرد را متاهل کرد
How to marry
درباره کتاب
«چگونه مجرد را متأهل کرد» نمایشنامه ای طنز از کارینه خودیکیان، نمایشنامه نویس ارمنی، است که آندرانیک خچومیان آن را از زبان ارمنی به فارسی برگردانده و نشر مروارید منتشر کرده است. نمایشنامه در سه پرده و با شش شخصیت نوشته شده و موقعیت آغازینش تقریبا تمام منطق طنز اثر را در خود دارد: آنا درست در لحظه ای که زندگی زناشویی خودش در حال فروپاشی است، با تلفن آرمن، مرد مجرد چهل ساله ای، روبه رو می شود که از او انتظار دارد برایش همسری مناسب پیدا کند. کسی که نمی تواند ازدواج خودش را نجات دهد، ناگهان باید واسطهٔ ازدواج دیگری شود. تیگران، همسر آنا، در آغاز نمایش تصمیمش را برای ترک زندگی مشترک اعلام می کند. هنوز آنا فرصت نکرده با ضربهٔ این اتفاق کنار بیاید که آرمن وارد ماجرا می شود؛ مردی که دوست مشترکشان، گایانه، او را به آنا معرفی کرده است. به این جمع ماری، همسایه ای با تجربه های متعدد و غیرمتعارف ازدواج و طلاق، و آرپینه و گایانه نیز اضافه می شوند. خودیکیان این شخصیت ها را چنان کنار هم قرار می دهد که تقریبا هرکدام تعریف متفاوتی از عشق، وفاداری، ازدواج و امکان شروع دوباره داشته باشند. طنز نمایشنامه بیش از هر چیز از گفت وگو ساخته می شود. آدم ها حرف یکدیگر را می شنوند، اما اغلب معنای آن را نمی پذیرند. آنا بارها میان «شنیدن» و «فهمیدن» فاصله می گذارد و همین نشنیدن آگاهانه یا ناتوانی در شنیدن دیگری، به یکی از موتیف های نمایش تبدیل می شود. این وضعیت فقط وسیلهٔ ساختن شوخی نیست؛ روابط شخصیت ها نیز دقیقا به دلیل همین اختلال در ارتباط گرفتار شده اند. هرکس تصویری از دیگری ساخته و اغلب به همان تصویر پاسخ می دهد، نه به انسانی که واقعا روبه رویش ایستاده است. ماری یکی از موثرترین ابزارهای طنز خودیکیان است. سابقهٔ پرپیچ وخم او در ازدواج و طلاق، مسئله ای که برای آنا بحرانی و دردناک است به موضوعی تقریبا محاسباتی تبدیل می کند. در سوی دیگر، آرمن با تصور نسبتا روشن و برنامه ریزی شده ای از ازدواج وارد می شود، اما به تدریج درمی یابد که رابطهٔ انسانی به سادگی با یافتن «گزینهٔ مناسب» حل نمی شود. این تقابل ها باعث می شوند عنوان نمایشنامه نیز لحن طنزآمیزتری پیدا کند: انگار متأهل کردن یک مجرد پروژه ای اجرایی است که با کمی واسطه گری می توان آن را به نتیجه رساند. خودیکیان در پشت این شوخی ها از ملال، خیانت، ترس از تنهایی و زخمی شدن غرور حرف می زند. شخصیت هایش الزاما نمونه هایی روان شناختی و چندلایه نیستند؛ گاهی آگاهانه به تیپ نزدیک می شوند تا تفاوت نگرش هایشان در صحنه آشکارتر شود. همین ویژگی به نمایش ریتم و قابلیت اجرایی خوبی می دهد، اما در بعضی لحظات باعث می شود اختلاف میان زن و مرد یا متأهل و مجرد بیش از اندازه صریح و کلی بیان شود. زبان سریع و موقعیت های پی درپی نیز برای کمدی مناسب اند، هرچند برخی دیالوگ ها بیش از آنکه از ظرافت زیرمتن نیرو بگیرند، مستقیم ایدهٔ خود را بیان می کنند. «چگونه مجرد را متأهل کرد» در ظاهر دربارهٔ پیدا کردن همسر است، اما مسئلهٔ جالب ترش کمی عقب تر قرار دارد: آدم ها پیش از آنکه دیگری را برای زندگی مشترک انتخاب کنند، چقدر خودشان را می شناسند؟ شاید دشوارترین رابطه نه پیدا کردن همسر مناسب، بلکه همان کاری باشد که آنا ناچار است با خودش انجام دهد: دوباره شنیدن چیزی که مدت ها نخواسته است بشنود.




