
دست خدا؛ مارادونا
ساناز اقتصادی نیا
sofa
فریدون، خیس و خونین، روی کاناپه ی زردرنگ عریض و طویل، روی تکه های ریز و درشت کریستال های گران، روی پسته و نقل های بهارنارنج و شیرینی نخودچی های عید، پخش شده بود. ماهی قرمز عید روی تراشه های کریستال خیس و خونی تکان می خورد. خواننده ی دوبی نشین شش وهشت می خواند. دریا و ساحل دویدند سمت آسانسور.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت