دهه 1950 میلادیادبیات اتریش

کاپیتالیسم و تاریخ نگاران

capitalism and historians

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۲۴۸
سال چاپ
۱۴۰۵
نخستین انتشار
۱٬۹۵۴

درباره کتاب

۴ دقیقه

«سرمایه داری و تاریخ نگاران» به ویراستاری فریدریش آگوست فون هایک، اثری جمعی است که نخستین بار در سال ۱۹۵۴ منتشر شد و به یکی از مناقشه برانگیزترین مسائل تاریخ اقتصادی می پردازد: انقلاب صنعتی و گسترش سرمایه داری چه تأثیری بر زندگی طبقات کارگر گذاشت؟ برخلاف تصوری که نام هایک بر جلد کتاب ایجاد می کند، او تنها نویسنده اثر نیست، بلکه مقدمه ای مهم درباره پیوند تاریخ و سیاست نوشته و مقالات تامس اشتون، لوئیس هکر، ویلیام هارولد هات و برتران دو ژوونل را گرد آورده است. مسئله مشترک این نوشته ها فقط دفاع از بازار آزاد نیست؛ نویسندگان می خواهند نشان دهند که روایت ما از گذشته چگونه به داوری سیاسی درباره اکنون شکل می دهد. هایک در مقدمه استدلال می کند که نفوذ تاریخ نگاران بر افکار عمومی گاه از نظریه پردازان سیاسی نیز بیشتر است. بیشتر مردم آثار تخصصی اقتصادی را نمی خوانند، اما تصویرشان از سرمایه داری از راه کتاب های درسی، مطبوعات، ادبیات و روایت های عمومی تاریخ ساخته می شود. هنگامی که انقلاب صنعتی صرفا دوره ای از استثمار، فقر شهری و نابودی زندگی سنتی معرفی شود، مخالفت با بازار به نتیجه ای بدیهی تبدیل می شود. از نگاه هایک، مشکل فقط جانبداری آشکار نیست؛ انتخاب شواهد، تعیین نقطه مقایسه و نسبت دادن علت ها نیز می تواند روایتی ظاهرا خنثی را به ابزاری سیاسی بدل کند. تز اصلی کتاب بر ضرورت مقایسه تاریخی دقیق استوار است. نویسندگان ساعات طولانی کار، محیط ناسالم کارخانه ها، کار کودکان و دشواری زندگی شهری را انکار نمی کنند، اما می پرسند کارگران صنعتی را باید با چه کسانی مقایسه کرد. سنجیدن وضعیت آنان با معیارهای رفاهی امروز، تصویری گمراه کننده می سازد. مقایسه معنادار باید میان زندگی کارگر کارخانه و گزینه های واقعی پیش روی او در جامعه پیشاصنعتی انجام شود؛ گزینه هایی مانند کشاورزی کم بازده، بیکاری فصلی، گرسنگی و فقدان امکان جابه جایی اجتماعی. بر این مبنا، ظهور کارخانه لزوما آفریننده همه بدبختی های آن عصر نبود و چه بسا بخشی از جمعیتی را جذب کرد که پیش تر نیز در وضعیتی شکننده زندگی می کردند. ساختار کتاب از نقد تاریخ نگاری به بررسی شواهد اقتصادی حرکت می کند. اشتون منشأ تصویر منفی سرمایه داری در تاریخ نگاری بریتانیا را بررسی می کند، هکر همین گرایش را در نوشته های مورخان آمریکایی پی می گیرد و دو ژوونل نگرش روشنفکران اروپای قاره ای به سرمایه داری را تحلیل می کند. سپس اشتون با مطالعه سطح زندگی کارگران انگلستان میان سال های ۱۷۹۰ تا ۱۸۳۰ و هات با بررسی نظام کارخانه ای، بحث را از قلمرو روایت به میدان داده های تاریخی می برند. این چینش نشان می دهد که کتاب به همان اندازه که درباره سرمایه داری است، درباره شیوه ساخته شدن دانش تاریخی نیز سخن می گوید. نیرومندترین بخش استدلال، توجه آن به گزینه های تحقق نیافته و مسئله علیت است. هم زمانی فقر با گسترش صنعت ثابت نمی کند که صنعت علت فقر بوده است. باید پرسید بدون صنعتی شدن، رشد جمعیت، درآمد واقعی و فرصت های شغلی چه مسیری پیدا می کردند. این تذکر روش شناختی همچنان معتبر است، اما پاسخ های کتاب را نمی توان حکم نهایی دانست. پژوهش های بعدی نشان داده اند که بهبود سطح زندگی کارگران بریتانیا آهسته، نابرابر و محل اختلاف بوده است. برخی برآوردها از رشد محدود درآمد واقعی تا میانه قرن نوزدهم سخن می گویند و برخی دیگر دوره ای را تشخیص می دهند که بهره وری افزایش یافت، اما دستمزدها با همان سرعت بالا نرفتند. بنابراین نه روایت سیاه فقیرترشدن همگانی کافی است و نه روایت روشن بهبود سریع و فراگیر. ارزش «سرمایه داری و تاریخ نگاران» بیش از آنکه در تبرئه کامل سرمایه داری باشد، در آشکارکردن سیاست پنهان در روایت تاریخ است. کتاب به خواننده یادآوری می کند که آمارها بدون زمینه سخن نمی گویند و هر داوری به نقطه ای برای مقایسه وابسته است. می توان با گرایش اقتصادی هایک موافق نبود و همچنان پرسش بنیادی او را جدی گرفت: چه کسی گذشته را روایت می کند و از میان امکان های آن، کدام تصویر را به حافظه عمومی می سپارد؟ تاریخ در این کتاب دادگاهی با رأی قطعی نیست؛ اتاقی است پر از پرونده های گشوده که هر نسل باید دوباره چراغش را روشن کند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه