
وقتی هیتلر خرگوش صورتی مرا ربود
جودیت کر
A small person far away
«کودکی در دوردست» نوشتهٔ جودیت کر، سومین و آخرین جلد از سه گانهٔ نیمه خودزندگی نامه ای «دوران هیتلر» است؛ سه گانه ای که با «وقتی هیتلر خرگوش صورتی را دزدید» آغاز می شود و زندگی آنا، بدل داستانی خود کر، را از کودکی آوارگی تا بزرگسالی دنبال می کند. این رمان در سال ۱۹۷۸ منتشر شد و رویدادهایش عمدتا در سال ۱۹۵۶ می گذرند. آنا اکنون در لندن زندگی می کند، ازدواج کرده و گمان می کند دوران پناهندگی و گریز خانواده اش به گذشته تعلق دارد. اما بیماری جدی مادرش او را ناچار می کند به برلین بازگردد؛ شهری که بیش از بیست سال پیش از آن گریخته بود. بازگشت، مسئلهٔ مرکزی رمان را می سازد. برلین برای آنا هم شهری واقعی است و هم جغرافیای حافظه. او زمانی کودکی آلمانی بود که پیش از قدرت گیری کامل نازی ها همراه خانوادهٔ یهودی اش کشور را ترک کرد؛ حالا به شهری بازمی گردد که جنگ آن را تغییر داده، آلمان تقسیم شده و گذشتهٔ شخصی او دیگر به سادگی با خیابان ها و ساختمان های اکنون منطبق نمی شود. کر از همین فاصله میان مکانی که به یاد می آوریم و مکانی که دوباره می بینیم، یکی از دقیق ترین مضمون های کتاب را می سازد: تبعید با رسیدن به کشوری امن تمام نمی شود. بحران مادر آنا نیز رمان را از خاطره پردازی صرف دور می کند. رابطهٔ مادر و دختر زیر فشار بیماری، اضطراب و خاطرات خانوادگی دوباره تعریف می شود و آنا ناچار است به بخشی از گذشته نگاه کند که سال ها از آن فاصله گرفته بود. کر تجربهٔ پناهندگی را در این جلد از چشم کودکی روایت نمی کند؛ اکنون همان کودک بزرگ شده و می تواند بفهمد تصمیم ها و بحران هایی که روزگاری فقط از کنارشان گذشته، برای والدینش چه معنایی داشته اند. بنابراین سه گانه در این کتاب نوعی چرخش دید پیدا می کند: گذشته همان گذشته است، اما کسی که به آن نگاه می کند دیگر همان انسان سابق نیست. زمینهٔ تاریخی سال ۱۹۵۶ نیز بی اهمیت نیست. هم زمان با اقامت آنا در برلین، انقلاب مجارستان و سرکوب آن در اروپای شرقی در جریان است. حضور این بحران سیاسی اجازه نمی دهد فاشیسم و جنگ جهانی دوم همچون رویدادهایی کاملا بسته و پایان یافته دیده شوند. اروپا تغییر کرده، اما مسئلهٔ قدرت، سرکوب، پناهندگی و مرزهای سیاسی همچنان ادامه دارد. کر با این حال تاریخ را به درس مستقیم تبدیل نمی کند؛ خبرهای سیاسی در کنار بیمارستان، تلفن ها، دیدارهای خانوادگی و جزئیات عادی زندگی حضور دارند. یکی از نقاط قوت «کودکی در دوردست» تفاوت لحن آن با جلد نخست سه گانه است. سادگی روایت همچنان باقی مانده، اما معصومیت کودکی جای خود را به ابهام بزرگسالی داده است. آنا دیگر نمی تواند همه چیز را با تقسیم روشن میان خانه و تبعید، گذشته و حال یا امنیت و خطر بفهمد. محدودیت احتمالی کتاب نیز همین پیوند شدید با دو جلد قبلی است؛ هرچند رمان مستقلا قابل خواندن است، بار عاطفی بسیاری از صحنه ها برای خواننده ای که مسیر آنا و خانواده اش را از ابتدا دنبال کرده، بسیار بیشتر خواهد بود. عنوان کتاب شاید دقیق ترین تصویر از کاری باشد که حافظه انجام می دهد: جایی بسیار دور، انسانی کوچک هنوز باقی مانده است که زمانی خود ما بوده. بزرگ شدن او را از میان نمی برد؛ فقط فاصله ای ایجاد می کند که گاهی برای دیدنش باید تمام راه را به گذشته بازگردیم.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت