
همسر آزاری
شهربانو قهاری
Gozal
صفرجان قبل از رفتن به جبهه، اسب زیبا و تندرو خود گزل را به دوستش آنا، چابک سوار ترکمن، می دهد. صفرجان در جبهه شهید می شود. آنا هم چندی بعد به جبهه می رود و یک پایش را از دست می دهد. آنا در بازگشت به زادگاه متوجه می شود که برادرش، ستار، در غیاب او گزل را فروخته است. آنا صاحب فعلی گزل را می یابد و از آن مرد می خواهد در قبال دریافت پولش گزل را به او بازگرداند. پس از کشمکش هایی، مرد می پذیرد که گزل را به آنا برگرداند، امّا به یک شرط…
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت