
زیرخاکی
مجید قیصری
Goosaleye-sargardan
«گوساله ی سرگردان» نوشته ی مجید قیصری شامل هفت داستان کوتاه است که همه ی آن ها در حال و هوای جنگ می گذرند. این کتاب برنده ی لوح تقدیر دومین دوره جایزه ادبی روزی روزگاری شده است. نویسنده در این داستان ها کوشیده دغدغه ی جنگ را به نسل امروز نشان دهد. داستان ها مستقل از هم هستند، اما موضوع جنگ و نوع نگاه نویسنده به آن، داستان ها را از نظر مضمونی به هم پیوند می دهد. سربازان، اسرا و آوارگان از جمله شخصیت هایی هستند که به آن ها پرداخته شده است. قیصری کوشیده از زاویه ای تازه به این اتفاق مهم در تاریخ معاصر ایران را روایت کند. شخصیت های او می کوشند باورهای عینی را با جهان ذهنی خود همسو کنند و در جستجوی حقایق پنهان در دنیایی باشند که ارزش ها را دگرگونه جلوه می دهد. در داستان «گوساله ی سرگردان»، ذبیح رزمنده ی بسیجی دغدغه ها و سوالات دینی و فلسفی حل نشده ی زیادی دارد. یک گروهان بسیجی در روستای «دل ریش» واقع در استان کرکوک عراق قرار است از این روستا به پادگانی نظامی که منبع مهمات و بمب های شیمیایی است، حمله کنند. در بین راه ذبیح از دره ای پرت می شود و پایش آسیب می بیند. ذبیح به همراه «کاک رحیم» راهنمای محلی برای شناسایی و جمع آوری اطلاعات در روستا می ماند. قبل از رسیدن به کلبه امن، ذبیح نماز صبح را داخل یک قبر خالی می خواند، کاک رحیم می گوید: این قبر «ماموستا» از علمای مورد احترام روستا است که سربازها او را کشتند و جنازه اش را آتش زدند اما هیچ کس جنازه را پیدا نکرد و این قبر خالی ماند، گاو و گوساله ماموستا نیز سرگردان در علفزارها هستند. ذبیح روز بعد در خانه امن که ظاهرأ موتورخانه یک باغ است، گاو و گوساله ی نظرکرده ماموستا را می بیند. در دهمین شب شناسایی او متوجه حضور سربازها در کلبه می شود، حالا سربازها این کلبه را گرفته اند و در حوض آن آبتنی می کنند. سربازها شیر گاو ماموستا را می خوردند، مردم و ریش سفیدان روستا به سربازان اعتراض می کنند. ذبیح در تپه پایین قبرستان خانه ای نیمه سوخته پیدا می کند که او را یاد ماموستا می اندازد. او به چشم خود می بیند که سربازها دست و پای گاو کهر را طناب پیچ کرده و با ضربات کارد گاو را میکشند و گوساله سرگردان می شود. کاک رحیم می گوید اگر گوساله پیدا نشود مردم از این آبادی می روند. در پایان داستان آبادی خالی از سکنه است. داستان کوتاه گوساله سرگردان، روایتی از ترس و لرز ذاتی انسان از دنیای پیرامون، اجبار و اکراه از پذیرش سرنوشت و سیاهی جوامع جنگ زده است؛ جنگی که همه را از بین می برد؛ خوب و بد ندارد، جنگ سیاه و شوم است و به هیچ کس رحم نمی کند. «گوساله ی سرگردان» مجموعه داستانی خواندنی است که با نگاهی تازه از تلخی ها و مصائب جنگ می گوید.
بخش های برگزیده اثر نیز دشواری بیان بی واسطه احساسات را برجسته می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت