
هزار توی پن
کورنلیا فونکه
Yohana
رویدادهای این رمان به روزگار عثمانی ها برمی گردد و داستان نیز در شهر حلب، مروارید مشرق زمین، اتفاق می افتد، در عمارتی بزرگ که پدر مترجم انطاکیه ای برای او به یادگار گذاشته است. در اتاقی با شومینه و چراغ های روشن که برف و تاریکی گرداگرد آن را پوشانده و مترجم پیر، خاطرات روزگار سپری شدة پر از درد، رنج، عشق و شیفتگی را برای شاگرد آلبانیایی اش دیکته می کند. نویسنده در این رمان کوشیده است رایحه و شهد حکایت ها، حکمت ها و آموزه های ملل و ادیان مختلف را گردهم آورده، در مسیر سفر به رم و گذشتن از قبرس، یونان و…، داستانی از رواداری، آشتی و صلح بنویسد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت