
دارند در می زنند
منیرالدین بیروتی
Yek Ghoul, Yek Jen, Yek Pari
کتاب حاضر، مجموعه ای از داستان های کوتاه فارسی است که با زبانی ساده و روان نگاشته شده است. «پایان عصر معصومیت»، «نوبت به آسیا که رسید»، «سر و قول»، «صدای غربت»، «زندگی نکبت بار من»، «سالگرد ازدواج»، «رخت شوها»، «صدای غربت»، «این قافله تا به حشر لنگ است»، «دهکده ساحلی» و «خری در پوست آدمیزاد» عنوان های برخی از داستان های این کتاب هستند. در داستان «یک غول، یک جن، یک پری» می خوانیم: «عید هشتادوپنج هنوز نیامده بود که زنم باروبنه اش را بست و رفت کانادا که خواهرش در تحمل درد زایمان و اوایل بچه داری احساس بی کسی و غربت نکند. درست در روزهایی که همه آماده می شدند تا خانه شان را برای آمدن بهار بتکانند».
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت