
درخت و برگ
جی آر آر تالکین
The Fall of Gondolin
مورگوت شریر از دژ خود آنگباند بر قوای نظامی عظیمی فرمان می راند. در مقابل مورگوت، اولمو که او را فرمانروای آب ها میخوانند، سخت ایستادگی می کند. در میان این ستیزه خدایان شهر زیبا و کشف ناشدنی گوندولین قرار دارد. سازندگان و ساکنان این شهر الف های نولدوری اند که روزگاری در والینور، سرزمین خدایان ساکن بودند اما علیه حکمرانی صاحب خانه شوریدند و به سرزمین میانه گریختند. مورگوت بیهوده در پی آن است که شهر پنهان شگفت انگیز را بیابد، حال آنکه خدایان در والینور از مداخله در یاری اولمو، که قصد دفاع از شهر را دارد امتناع می ورزند. تور، پسر عموی تورین به این داستان وارد می شود. با هدایت نادیدنی اولمو، تور به گوندولین سفر می کند و در آنجا مقام می یابد؛ او با ایدریل، دخت تورگون پیوند زناشویی می بندد؛ و آنها صاحب پسری به نام ائارندل می شوند. اما تقدیری هولناک در انتظارشان است؛ چرا که مورگوت به واسطه خیانتی ننگین یورشی ویرانگر را با بالروگ ها، اژدهایان و اورک های بیشمار، علیه آنان تدارک می بیند. پس از نابودی، پسر تور زنده می ماند و در داستان بعدی، قصۀ ائارندل، به زندگی خود ادامه می دهد، داستانی که تالکین هرگز فرصت نوشتن آن را نیافت؛ البته طرحواره آن از منابع مختلف در این کتاب گردآوری شده است. پس از برن و لوتین،کریستوفر تالکین با همان روش «تاریخ در تسلسل» به نگاشتن سقوط گوندولین پرداخت. از زبان جی. آر. آر تالکین این «نخستین داستان حقیقی این دنیای خیالی بود» و در کنار برن و لوتین و فرزندان هورین، یکی از سه «قصه بزرگ» روزگاران پیشین است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت