
بخوان خط خاموش عشق
ویلیام شکسپیر
Hamlet
کتاب هملت، نمایشنامه ای ماندگار و جریان ساز نوشته ی ویلیام شکسپیر است که در زمره ی برترین نمایشنامه های تاریخ ادبیات جهان قرار می گیرد. این نمایشنامه، ساختار داستان های «تراژدیِ انتقام» را پی می گیرد و به ماجرای انتقام گیریِ قهرمان داستان، هملت، از قاتل پدرش، کلادیوس می پردازد. کلادیوس، عموی هملت است و پس از ازدواج با مادر او، پر تخت پادشاهی دانمارک تکیه زده است. البته داستان این نمایشنامه به این سادگی ها هم نیست و بخش عمده ی جذابیت این اثر، از تردیدها و عدم قطعیت های موجود آن ناشی می شود: ماهیت واقعی روحی که هملت می بیند چیست؟ آیا آن روح، پدر هملت است که به دنبال عدالت آمده یا شیطانی وسوسه کننده و یا فرشته ای پیام آور؟ آیا هملت دیوانه می شود یا صرفاً تظاهر به دیوانگی می کند؟ چرا وقتی هملت به یقین می رسد کلادیوس پدرش را کشته، بی درنگ اقدامی نمی کند؟ آیا مادر هملت، گرترود، به شوهر خود خیانت کرده یا در قتل او شریک بوده است؟
در معرفی این اثر به نکاتی مانند جزو لیست برترین کتاب های تاریخ ادبیات به انتخاب انجمن کتاب نروژ و فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های مختلف ساخته شده است اشاره شده است.
نکوداشت های این کتاب نیز بر معروف ترین نمایشنامه ی شکسپیر، شاهکار شکسپیر و یکی از برترین نمایشنامه های تمام اعصار تاکید می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
امتیاز ۱۰ از ۱۰
کتاب را با ترجمه آرش خیرآبادی و از طاقچه مطالعه کردم. از مقایسه بین ترجمههای مختلف هملت، این ترجمه (با مترجم به غایت کاربلد و متاسفانه گمنام)، ترجمه جناب مسعود فرزاد و جناب بهآذین نظرم را بیشتر از همه جلب کردند.
---
نقاط مثبت:
✓ تسلط بالای مترجم به زبان فارسی! حقیقتا به دید من بسیاری از مترجمین بیشتر از اینکه مشکل در درک و تسلط بر زبان مبدا داشته باشند، در زبان مقصد«فارسی» دارند. جناب خیرآبادی تسلط مناسبی بر اشعار، آرایه، واژگان، صنایع و ... فارسی دارند. ایشان را میتوان از پیروان بازگشت به سبک خراسانی دانست. عنایت بفرمائید:
تردید کن به آتش رخشنده جهان
در چهره ستاره پرنور آسمان
تردید کن به گردش خورشید، شاهوار
ارابهای که هست به گردش در این مدار
تردید کن به اصل حقیقت، به راستی
از حق دروغ زاید و از راست، کاستی
✓ توضیحات تکمیلی که بدون آنها درک و لذت قسمتهای متعدد و زیادی از متن اصلی، از مخاطب محروم میشد. به دید بنده توضیحات این ترجمه چه بسا از نسخه جناب فرزاد کاملتر و شیوا تر هم بود. در مقایسه با نسخه جناب بهآذین که توضیحاتی اضافه بر سازمان در متن دخیل نکردند، پیشنهاد میکنم اگر برای اولین بار سراغ هملت میآئید حتما سراغ نسخهای بروید که توضیحات، تفسیر و پرداخت خوبی داشته باشند«مثل این ترجمه یا ترجمه آقای فرزاد».
✓ به کارگیری نثری قُدمایی (برای حفظ حال و هوای روایت شکسپیر) که در عین حال روان و ملموس هست. این تعادل بین امروزی بودن در عین قدیمی بودن، چیزی ست که در ترجمههای مختلف کمتر به این خوبی دیده میشود. به دید بنده، این نقطه قوت ناشی از اولین نقطه قوتی بود که پیشتر اشاره کردم.
✓ حفظ شخصیت پردازی طنازانه و زیرکانه هملت. پیشتر در یکی از کامنتهای طاقچه به این قضیه توجه شده بود و توجه مرا هم جلب کرد. نکته سنجی ایشان بسیار به جا بود. در ترجمه مذکور، این بعد از شخصیت هملت بسیار خوب منتقل شده.
✓ ترجمه از چندین نسخه باکیفیت انگلیسیِ جان بوساک، مکس فورمنتین، هارولد جنکینز، نسخهای آزاد از سایت رسمی آثار شکسپیر، تصحیح دانشگاه کمبریج۲۰۰۰ و چند نسخه دیگر. برعکس برخی مترجمان دیگر که به واسطه از زبانهای دیگری مثل فرانسوی و عربی به ترجمه اثر پرداخته بودند.
✓ مترجم بعد از ترجمه اثر، چندین بار ترجمه خود را در مقیاس با ترجمه بزرگان دیگر ویرایش و اصلاح کردند. در جای جای کتاب ارجاع و توضیحاتی نسبت به نسخههای مسعود فرزاد، به آذین، ادیب سلطانی، پازارگادی .... داده شده تا خیالتان راحت شود با ترجمه با کیفیتی طرف هستید.
✓ همچنین مترجم با نظر به اقتباسهای متخلف سینمایی و نمایشی و رادیویی، بار دیگر ترجمه خود را ویرایش کرده اند. همچنین نکات قابل توجهی برای کسانیکه که علاقمند به اجرای تئاتر از هملت هستند داده شده که در جای خود ارزشمند است.
-----
نقاط ضعف:
× طراحی جلد بسیار ضعیف
× ویراست به غایت افتضاح، حضور ویراستار ادبی در حد اسم حس میشود!
---
ممتنع:
! در ترجمه این اثر، بخشهای منظوم به شعر فارسی سبک خراسانی برگردانده شدند. قضاوت این مورد براساس سلیقهی مخاطب ممکن است مثبت یا منفی تلقی گردد.
---
نقاط قوت اثر چنان برایم ارزشمند بود که نتوانستم امتیاز کمتری برایش قائل شوم.

ویلیام شکسپیر، نمایشنامهنویس و شاعر بزرگ انگلیسی، با آثاری چون هملت، مکبث و شاه لیر تأثیری ماندگار بر ادبیات جهان گذاشت. در این مقاله، از کودکی و سالهای ناشناختهٔ زندگی او تا موفقیت در تئاتر لندن، فرازونشیبهای زندگی شخصی و میراث ادبیاش را مرور میکنیم.

در قسمت سوم «اطلس ادبیات»، به انگلستان سفر میکنیم؛ سرزمینی که از نمایشنامههای شکسپیر تا رمانهای دیکنز و آثار جورج اورول، نقشی ماندگار در تاریخ ادبیات جهان داشته است.