
آواز آن پرنده غمگین
فریدون مشیری
aah-Baran
آه، باران... ؛ریشه در اعماق اقیانوس دارد، شایداین گیسو پریشان کرده؛بید وحشی بارانیا نه، دریایی ست گویی واژگونه؛برفراز شهر؛شهر سوگوارانهر زمانی که فرومیبارد از حد بیشریشه در من میدواند، پرسشی پیگیر، با تشویش؛رنگ این شبهای وحشت راتواند شست آیا از دل یاران؟؛چشمها و چشمه ها خشکندروشنیها محو در تاریکی دلتنگهمچنان که نامها در ننگهرچه پیرامون ما، رنگ تباهی شدآه، بارانای امید جان بیداران؛بر پلیدیها، که ما عمری ست در گرداب آن غرقیمآیا چیره خواهی شد؟
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت