
قطره محال اندیش جلد اول
محمود دولت آبادی
This said and said ...
در مقدمه ی کتاب آمده است:" آنچه در این دفتر فراهم آمده است، چنانچه از سر نام آن پیداست - جنگی است از گفت وگوهای صاحب این قلم با خبرنگاران مطبوعات در مسیر این ده، بیست ساله که مثل باد گذشت. بدیهی است موضوع عمدهی گفت و شنودها ادبیات است در معنای عام، ادبیات در معنایی که من درک می کنم و در موضوع آثارم، نیز بجا دربارهی شخصیت های ادبی کشور تا آن اندازه که میدان و مجال سخن می بوده استدر این میان ممکن است نکاتی در گفت وگوهای متفاوت مکرر شده باشد از باب وحدت موضوع و گوناگونی پرسندگان که حذفشان مقدور نبود، زیرا به بافت کلام در همان مورد لطمه می زد. نکته ی دیگر این که برخی از این گفت وگوها ناچاپ باقی ماند و نام گزارشگرم از خاطر برفت!به این ترتیب امیدوارم این ایرادها را پیشاپیش بر این قلم ببخشایید. "در بخشی از کتاب می خوانیم:" به هر حال حس کردم این ها می خواهند عده ای را دستگیر کنند و با اینکه از آن بچه ها جدا شده بودم، ولی این احتمال وجود داشت که مرا هم دستگیر کنند. دو، سـه سـالی بـود کـه ازدواج کرده بودم و پسر بزرگم، سیاوش، تنها فرزندم بود و دو سال و اندی عمر داشت و بنا بود پنجشنبه که می رسیم تهران، جمعه اش به سنگ رود قزوین برویم و در سالن اجتماعات آن جا در شنبه شب یک اجرای تئاتر داشته باشم: اجرای پایانی. با توجه به طولانی بودن سفر و اینکه بچه کوچک داشتم، خواهش کردم در تهران بمانم و شنبه ظهر، ماشینی بیاید و مرا به قزوین ببرد برای شب که در آنجا اجرا داشتیم. "
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت