
کدام مان دریا کدام مان رودخانه
نسیم خلیلی
Boutiqaye Gosast
اهمیت سینمای فرهادی،مشخصا از چهارشنبه سوری به بعد،تلاش برای درونی کردن خود بحران گسست است. کوشش برای درونی کردن تجربه ی ناکام ایده ی گسست و جدایی روایت تاریخی 1376 درون روایت های از هم گسیخته،گسست ها و جدایی هایی که خود نیز مبتلا به گسست میشوند. سینمای فرهادی نام خاص این پروسه ی گسست و جدایی تاریخی است که از 1376 شروع میشود،ادامه میابد،دچار لختی و رخوت میشود و سپس وقفه و سکته،اما بالقوگی آن جامعه را از درون دچار گسست و جدایی میکند. سینمای او دقیقا بر حول و حوش این لبه ی تیز،خطرناک،شکننده و سست پرتگاه گسست فعال میشود نقطه ای که سینمای ایران عمدتا برای عدم مواجهه با خطرات آن،یا با توسل به طناب مهار معنا و بی معنایی بر لبه ی آن می ایستد یا اساسا خود را از ایستادن بر لبه ی آن معاف میکند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت