
ملیکا و گربه اش 2
نوید سیدعلی اکبر
Cousin's Hedgehogs
جوجه تیغی های پسر عمو با یک بغل تیغ راه افتادند. آنها دور تپه خاکی میچرخیدند اما به هم نمی رسیدند. آن قدر چرخیدند که خسته شدند. این جوجه تیغی گفت:«نکند پسر عموی من گم شده باشد؟» آن جوجه تیغی گفت:«نکند پسر عموی من گمش شده باشد؟»
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت