ادبیات داستانیادبیات معاصرادبیات ایران

خون خرگوش

rabbit blood

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۹۵
سال چاپ
۱۴۰۲

درباره کتاب

۳ دقیقه

رمان خون خرگوش قصه ی گودال است؛ گودالی در حاشیه ی شهر که در سوراخ هایش وازدگان و بی چیزها زندگی می کنند. قهرمان دختر نوجوانی است که پدر خشن و همسایگان طردشده اش به همراه چند خرگوش و چند خرده ریز دیگر کنارش هستند. پدر زغال چوب درست می کند و برای پول درآوردن حاضر به هر کاری است. در ابتدای کتاب آمده است:" خشک سالی مثل آتش از باغی به باغی دیگر سرایت کرده بود از درختان اسکلتهای یک پایی بر جا مانده بود با دستهای پرپیچ وخم بی شمار رو به آسمان کلاغ ها از شاخه ای به شاخهای میپری ارقارشان نسیم صبحگاهی را خراش میداد از زیر چرخ های وانت ابری از خاک بیرون میخزید، لحظه ای در هوا معلق میماند و بعد آرام آرام میرفت و بر تن - درختان مینشست. فرخنده و فریبا بلند شدند و رو به باد اید یاد موهای شارل را آشفته کرد و ته مانده ی خواب را از چشمهایشان برد فرخنده از بالای وانت رو به کلاغ ت رو به کاوش هایی که از شاخه ها بلند میشدند قارقار کرد و خندید صدای اره برقی بر جیک جیک گنجشکها و قارقار کلاغ ها غلبه کرد و فرورفت توی سر فریبا و فرخنده که پشت سر پدرشان کنده ها و شاخه ها را جـ می بردند می گذاشتند کنار وانت پیکان قرمز قراضه تا پدرشان بیاید و خودش آن آن ها را بالای وانت جا بدهد. پدر گاهی اره ی دستی را به فرخنده میداد تا شاخه های نازک تر را ببرد. دستان فرخنده تاول میزد. اولش این جوره آفک میزنه پاره میشه دوباره آفک میزنه پاره میشه دوباره آفک میزنه پاره میشه بعد پینه میبنده کلفت میشه دیگه آفک نمیزنه عین دستهای من"رضا زنگی آبادی (۱۳۴۷) نویسنده ایرانی است. داستان کوتاهی از او با نام قبل از تحویل سال برگزیده دوره سوم جایزه هوشنگ گلشیری در سال ۱۳۸۱ شده است. از رمان «شکار کبک» او در دوازدهمین دورهٔ جایزه هوشنگ گلشیری که سال ۱۳۹۱ برگزار شد، تقدیر به عمل آمد. او ابتدا به سینما و نوشتن فیلم نامه علاقه داشت سپس به نوشتن داستان روی آورد. وی دبیر انجمن داستان کرمان و عضو هیئت تحریریه فصلنامه ادبی خوانش است. رضا زنگی آبادی عضو هیئت داوران دومین دوره جایزه احمد محمود است.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه