
حکایت دریاست زندگی
شمس لنگرودی
doe emdadi tak nafareh
این پرسش که شاعر چگونه شاعر شد و شعر چگونه شعر، در لابه لای تاریخ و تجربه ی زیسته ی انسانی نهفته که ادبیات به زندگی او بدل شده و برای شعری که زندگی ست، سبکی تحمل ناپذیر هستی را به دوش می کشد. کودکی، نوجوانی و عنفوان جوانی اگر نسبتی با زیست شاعرانه و شعرآفرین داشته باشند، حتی اگر شعر به معنای آنچه باید نوشته شود هم در آن لحظه ها برجا نماند، بستری را مهیا می کنند که از لحظه ای شعر در آن ممکن شده و تا همیشه برای شاعر، ممکن باقی می ماند. از همین روی خواندن حدیث روزگار سپری شده ی شاعر، ما را در مسیر آفرینش شعر و امکان شاعری قرار داده و راه آمده و رفته را روشن می کند؛ هرآنچه از میان سطرهای شعرهای شاعر شاید نتوان فهم کرد به درستی. کتاب «دو امدادی تک نفره: خاطرات 1329 - 1357» روایت محمد شمس لنگرودی از سال هایی ست که او درحال فهم و کشف جهان بوده و عشق، سیاست، هنر و ادبیات زندگی اش را آرام آرام در خود فرو برده و شمس شاعر را ساخته است. شمس لنگرودی در دو امدادی تک نفره با همان ایجاز و ساده گویی و درعین حال عمقی که از او سراغ داریم، هرآنچه تا انقلاب 57 بر زندگی اش گذشته را در فصل هایی کوتاه و درعین حال گیرا روایت کرده که عجیب خواندنی ست.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت