
گرامافون
صادق زیباکلام
Faramooshi
دلخوشی کوچکی ستکه می توانم از کوچه ای حوالی پاسداراندست هایت را بگیرم و تا غروب های قجری برویمهمان غروب که گفتی:مرا در مجاورت توپ ها به خود بخوانو من گفتم:میان این همه قزاقچگونه به نام کوچک صدایت کنمکه اسب ها رم نکنند؟عشق در روزهای وبایی پوسیدگی ست خاتون!مثل پرچمی که در باب همایونسیاه شد به مرور دلخوشی کوچکی ست که می توانم از کوچه ای حوالی پاسداران دست هایت را بگیرم و تا غروب های قجری برویم همان غروب که گفتی: مرا در مجاورت توپ ها به خود بخوان و من گفتم: میان این همه قزاق چگونه به نام کوچک صدایت کنم که اسب ها رم نکنند؟ عشق در روزهای وبایی پوسیدگی ست خاتون! مثل پرچمی که در باب همایون سیاه شد به مرور
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت