
نیما نابغه 2
آتوسا صالحی
belly
اکبر صاحب باغی زیبا در اطراف تهران است؛ باغی که با حرص و وسواس از آن نگهبانی می کند و آن را ملک شخصی خود می داند و از هر غریبه ای پنهانش کرده است. اما در سایه ی درختان باشکوه باغ، شایعه ای قدیمی می چرخد: باغ در اصل متعلق به «قوامی» است، ثروتمندی که پس از انقلاب گریخته و باغ را به امانت سپرده دست اکبر. سال هاست شایعه ها درباره ی این زمین دهان به دهان می چرخد، اما اکبر و سگ های وحشی اش اجازه نداده اند کسی حقیقت را بفهمد. اوضاع کشور تغییر کرده و قوامی می خواهد به ایران برگردد و باغ محبوبش را می خواهد. اکبر و دست بزرگش منتظر او هستند و همه چیز خبر از انفجاری بزرگ می دهد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت