
جستارهایی در باب اسطوره
مسعود آلگونه جونقانی
Sadegh Hedayet
از نظر این نوشتار، زنده به گور تلاش جانکاه سوژه برای دستیابی به هویت و فردیتی انضمامی در عصر تجدد آمرانه است. با شکست سوژه در زنده به گور، راهی جز بازگشت به پشت سر، پشت زمان ها، و گفت وگو با سایه، اسطوره، و تاریخ نمی ماند. دو داستان کوتاه داش آکل و مردی که نفس اش را کشت، وجه ساختاری و پدرسالارانهٔ اسطوره را در فرهنگ و تاریخ ما بازنمایی می کنند. داش آکل روایتی تراژیک از جهان پهلوان سنّت حماسی ماست، و مردی که نفس اش را کشت پایان امید به قهرمان درونی یا همان ابرمرد عارف ما. بوف کور به مثابه منزل نهایی تحلیل این نوشتار، بازنمایی از سوژه، اسطوره، تاریخ و ایدئولوژی را در دوران مدرنیزاسیون آمرانه نشان می دهد. تجربهٔ شکست سوژه در زنده به گور و ناکارآمدی نخبگان فرهنگی اجتماعی سنت ما در مواجهه با جهان مدرن، در دو داستان داش آکل و مردی که نفس اش را کشت، به تمام وکمال در بوف کور به هم می رسند. بدین ترتیب، بوف کور به یکی از مهم ترین اسناد و نوشتارهای فرهنگی در شناخت و بررسی تجربهٔ مدرنیتهٔ ایرانی مبدل می شود.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت