
اهریمن
بیانکا اسکاردونی
Incipient
تاریکی را یارای از میان برداشتن تاریکی نیست، فقط نور توان این کار را دارد. من جما بلکبرون هستم و زندگی ام دوباره زیر و رو می شود، با این که مرد مورد علاقه ام دوباره زنده شده، خون آشامی که با او پیوند خون دارم تمام احساساتش را از بین برده و چهار سوار قیامت هم به شهر ما رسیده اند ولی باز هم همه ی این ها تازه اول مصیبت های من است. درست مثل تمام پیشگویی های باستان، عقربه های ساعت در حال حرکت هستند و دیگ زمانی برای ما نمانده، همه اش هم به خاظر آن هدیه ی وداعی است که لوسیفر با مهربانی برایمان به جا گذاشت. در حال حاضر چه نصیحتی دارم؟ محکم بمشینید چون قرار است جهنم به سرمان آوار شود. «نوظهور» ششمین جلد از مجموعه ی نشان شده است. تاریکی را یارای از میان برداشتن تاریکی نیست، فقط نور توان این کار را دارد. من جما بلکبرون هستم و زندگی ام دوباره زیر و رو می شود، با این که مرد مورد علاقه ام دوباره زنده شده، خون آشامی که با او پیوند خون دارم تمام احساساتش را از بین برده و چهار سوار قیامت هم به شهر ما رسیده اند ولی باز هم همه ی این ها تازه اول مصیبت های من است. درست مثل تمام پیشگویی های باستان، عقربه های ساعت در حال حرکت هستند و دیگ زمانی برای ما نمانده، همه اش هم به خاظر آن هدیه ی وداعی است که لوسیفر با مهربانی برایمان به جا گذاشت. در حال حاضر چه نصیحتی دارم؟ محکم بمشینید چون قرار است جهنم به سرمان آوار شود. «نوظهور» ششمین جلد از مجموعه ی نشان شده است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت