ادبیات داستانیادبیات کلاسیکادبیات روسیه+۱ مورد

نیه توچکا نیزوانوا

Netochka Nezvanova

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
تعداد صفحه
۲۰۲
سال چاپ
۱۴۰۳
نخستین انتشار
۱٬۸۴۹

درباره کتاب

داستایفسکی رمان نیه توچکارا در سال 1849 منتشر کرد. قسمت آخر رمان بدون نام نویسنده زمانی منتشر شد که داستایفسکی به خاطر شرکت در محفل سوسیالیستی پتراشفسکی دستگیر شده و به سیبری تبعید شده بود. داستایفسکی برای نگارش آن دو سال و نیم تلاش کرد اما رمان را نتوانست به خاطر دستگیری به آخر برساند. یفیموف موسیقیدان فقیری که در ملک یکی از مالکان ثروتمند به دنیا آمد وبعد ها دردسته ی نوازندگان آن ملاک قره نی میزد. ولی بعد از مدتی با ولگردی ایتالیایی دوست شد و ویولون را نزد او آموخت و پس از مرگش ویولونش رابه ارث برد و ویولونیست شد. او ویولون راخیلی تکنیکی نمی توانست بنوازد اما استعدادی خداداده در موسیقی داشت. ولی این استعداد خدادادی را با " کوردلی و خودخواهی بیهوده و تعصب بی جا و تخیل عنان گسیخته و وهم و پندار در باره ی نبوغی که آدم در خود سراغ دارد " در هم آمیخت و دستخوش افسردگی و ملال خاطر شد ویولون را کنار گذاشت به می ومستی پناه برد. به خاطر هزار روبل با بیوه ای که دختری داشت ازدواج کرد. وسر انجام با همه ی کمکی که دوستش به او کرد به فقر وفلاکت افتاد. سه فصل اول کتاب خود یک رمان کامل است و بعد ها داستایفسکی به همین سبک آثار خود را پدید آورده است اما بقیه داستان به نظر می رسد به سبک رمانتیسم و متاثر از ادبیات زمانه است در قسمت دوم دخترک چشم می گشاید و خود را در کاخی می بیند که همه در خدمت اویند و همه جز نیکی کاری در حق او انجام نمی دهند. دست سرنوشت و تقدیر از پیش تعیین شده به آرامی به راه خود می رود. و حتی وقتی خانواده ی شاهزاده به مسکو می رود فوری یک خانواده ی خوب دیگر جایگزین می شود. و این قسمت سوم کتاب را تشکیل می دهد. اما در همین قسمت ها هم نکته های ظریفی را در روابط بین دو دختر رقابت ها و رفاقت های آنها بیان می کند. و روابط عاشقانه ی دو دختر را تحلیل می کند. در خانواده ی جدید چند سالی به آرامش زندگی می کند تا اینکه بحرانی به وجود می آید و..... آیا داستایفسکی می خواهد بلوغ جنسی زود رس را در کودکان بررسی کند. داستایفسکی رمان نیه توچکارا در سال 1849 منتشر کرد. قسمت آخر رمان بدون نام نویسنده زمانی منتشر شد که داستایفسکی به خاطر شرکت در محفل سوسیالیستی پتراشفسکی دستگیر شده و به سیبری تبعید شده بود. داستایفسکی برای نگارش آن دو سال و نیم تلاش کرد اما رمان را نتوانست به خاطر دستگیری به آخر برساند. یفیموف موسیقیدان فقیری که در ملک یکی از مالکان ثروتمند به دنیا آمد وبعد ها دردسته ی نوازندگان آن ملاک قره نی میزد. ولی بعد از مدتی با ولگردی ایتالیایی دوست شد و ویولون را نزد او آموخت و پس از مرگش ویولونش رابه ارث برد و ویولونیست شد. او ویولون راخیلی تکنیکی نمی توانست بنوازد اما استعدادی خداداده در موسیقی داشت. ولی این استعداد خدادادی را با " کوردلی و خودخواهی بیهوده و تعصب بی جا و تخیل عنان گسیخته و وهم و پندار در باره ی نبوغی که آدم در خود سراغ دارد " در هم آمیخت و دستخوش افسردگی و ملال خاطر شد ویولون را کنار گذاشت به می ومستی پناه برد. به خاطر هزار روبل با بیوه ای که دختری داشت ازدواج کرد. وسر انجام با همه ی کمکی که دوستش به او کرد به فقر وفلاکت افتاد.

تکه‌های کتاب

هنوز تکه‌ای منتشر نشده

هنوز خواننده‌ای تکه‌ای از این کتاب منتشر نکرده است.

یادداشت‌های کاربران درباره کتاب

۰ یادداشتمشاهده همه

هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده

هنوز خواننده‌ای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.