
کورسرخی
عالیه عطایی
kafourpoosh
کسی که عزیزی را گم می کند، گاهی بسیار بیشتر از کسی که عزیزی را از دست داده، دچار حجم عظیم اندوه و ویرانی و سرگشتگی می شود. گویی گم شده حس فقدان عظیم تری را برمی انگیزد تا ازدست شده. «کافورپوش» داستان گم شده، حس فقدان او و جست وجو برای یافتن اش است. مانی خواهر دو قلویی داشته که گمش کرده و نمی داند او کجاست و چه سرنوشتی یافته و اصلا چرا گم شده! جست وجوی مانی برای یافتن خواهرش او را به منشاء بسیاری از زخم ها، تشویش ها و سرخوردگی های زندگی حاصل از حجم رازهای پشت پرده مانده ی زندگی خودش و خانواده اش می رساند و همین مسئله در کنار زبان و لحن همراه با عنصر خیال عالیه عطایی، پیش برنده ی روایت در «کافورپوش» است. عطایی که با داستان های کوتاه و جستارهایش نامی برای خودش دست وپا کرده، این بار با اولین رمان اش فضایی متفاوت تر را تجربه کرده که با دور شدن از وقایع نگاری های گذشته اش، با خیال و خاطره و اوهام، به داستانی روان شناختی رسیده است.
در معرفی این اثر به نکاتی مانند تحسین شده هیئت داوران جایزه ی مهرگان ادب 1393 اشاره شده است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت