
پسر سرگردان
دیوید پلزر
A Child Called It
پنجم مارس 1973، دیوید بعد از انجام کارهای خانه و کتک خوردن از مادرش به مدرسه میرود. در مدرسه پرستار کبودی های او را معاینه و دلیل آنها را می پرسد. دیوید همان طور که مادر به او یاد داده است، درباره ی علت کبودی ها دروغ میگوید. او نمی خواهد مدیر مدرسه مثل دفعه ی قبل به مادرش زنگ بزند و برای او در خانه بیش از این دردسر ایجاد کند. اما این بار مسئولین مدرسه برای او ناهار گرفته و او را با مأمور پلیسی همراه میسازند. دیوید می ترسد به خاطر دزدی از غذای همکلاسی هایش دستگیر شده باشد. چون مادر به او غذا نمیدهد و او برای رفع گرسنگی اغلب غذا میدزدد. اما مأمور پلیس به مادر او زنگ زده و می گوید از این به بعد دیوید تحت تکلف اداره ی حمایت از خردسالان «سان ماتئو» قرار خواهد گرفت و به خانه بازنخواهد گشت. او از امروز آزاد است.
در معرفی این اثر به نکاتی مانند برنده ی جایزه لینکلن سال 2005 اشاره شده است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت