
بوی قیر داغ
علی اکبر حیدری (1357)
Birade-KHoon
کتاب « بی رد خون» نوشته علی اکبر حیدری توسط نشر چشمه منتشر شده است. زمین لرزیده بود، زمان لرزیده بود و او گاز می داد توی جاده ی تاریک. به جز چراغ های روشن ماشین، حتی کورسویی نبود. نزدیک بود مردی را که پریده بود جلو ماشین و دست هاش را بالا نگه داشته بود، به این امید که او بایستد و کمک کند، زیر بگیرد. فرمان را تا جایی که می شد چرخاند و از کنار پرتگاه رد شد. سر چرخاند مرد را ببیند که تازه فهمید چه قدر همه جا سیاه است. یادش بود که یک بار مردی از خانه ای از همان جاها به شان یک عالم گیلاس داده بود، آن قدر که کاسه ی دو دست شان پر شده بود و وقتی می خواستند گیلاس ها را بخورند مجبور بودند سرشان را بکنند توی کاسه ی دست ها و گیلاس ها را گاز بزنند. اما حالا نمی توانست دنبال رد آن خاطره بایستد و به مرد کمک کند. باید خودش را زودتر می رساند به نرگس. حالا آن سوال همیشه بیش تر توی ذهنش فریاد می زد که چرا پدر نرگس ویلا را آن قدر دور ساخته بود. جایی که هیچ بنی بشری نباشد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت