
توت فرنگی و خامه / آگهی
ناتالیا گینزبورگ
The road to the city
تقابل یک زندگی ساده سنتی با پیچیدگی های دنیایی نو و مدرن، درعین پیچیدگی، در تاریخ ادبیات بسیار پرتکرار است. «جاده ی شهر» یکی از همان داستان هاست، با تفاوت هایی که لازمه ی تبدیل شدن هر داستان معمولی به یک داستان خوب است. داستان از این قرار است: دختری روستایی که در فضایی محدود و روابطی اندک زیست می کند، دلبسته ی جهان شهر می شود و آرزوهایی برای رسیدن به یک زندگی بهتر در ذهنش شکل می گیرد. او باید از سادگی و دستمایه ها و فرصت های اندک، به سمت پیچیدگی و ناشناختگی حرکت کند. «ناتالیا گینزبورگ»، خود را نویسنده ای نئورئالیست می داند، مکتبی یادآور سینمای ایتالیای پس از جنگ دوم جهانی ؛ شیوه ی روایتی که هدف آن به تصویر کشیدن زندگی عادی مردم است و قهرمان های آن افرادی معمولی اند. در داستان گینزبرگ هم قهرمان در ابتدا در شرایطی توصیف می شود که سراسر رنج است و سختی، ولی روزنه ای از امید می تواند خیال را به حرکت در آورد و فرد را به رویای زندگی بهتری بکشاند، اما آغاز ماجراجویی و سفر به سمت ناشناخته ها، به آن سهولت که در آغاز به نظر می رسد نیست. ناتالا گینزبورگ که در خانواده ای یهودی تبار و ضدفاشیست زندگی می کرد، سختی های فراوانی را در دوران یهودی ستیزی متحمل شد. داستان جاده ی شهر را نیز در زمان حکومت فاشیستی ایتالیا نوشته که مانند دیگر داستان های برآمده از آن دوران سیاه، توصیف دقیق و پر از جزئیات رنج های مردمان است. داستان بلند جاده شهر، می کوشد به رویدادی واحد که برای یک شخصیت رخ می دهد متمرکز بماند، به گونه ای که اگر رخدادی مشابه در زندگی مخاطب اتفاق بیفتد، ذهن او بی درنگ این داستان و ماجرای دختر جوان آن را به یاد می آورد. آنچه برای قهرمان داستان روی می دهد، پیرنگی کهنی ست که هر بار با داستانی تازه جلوه گر می شود و این موضوع دیرینه را با زبانی نو بازمی گوید.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت