
لذتی که حرفش بود
پیمان هوشمند زاده
Jome ra Gozashtam baraye Khodkoshi
در بازی زندگی هر آنچه تجربه کرده ای گذشته است و گذشته گذشت؛ هر آنچه را تجربه می کنی حال است و حال حضور دارد؛ و هر آنچه تجربه خواهی کرد آینده است و آینده باز است. تو آزادی، آزاد برای نگاه کردن به گذشته، تجربه کردن حال، و ساختن آینده. از این رو فرداهای تو روشن است بدان سان که تو بنیان می نهی. هیچ کس دوست ندارد شبیه آدم دیگری باشد. هیچ کس دوست ندارد به این راحتی ها لو برود. همه ی ما ترجیح می دهیم خودمان باشیم و این خود، خودی باشد یکه، یگانه. شبیه بودن بی شخصیتی ست. کسرشأن است. قابل پیش بینی یا دم دستی بودن هنر نیست. نباید هر بی سروپایی بتواند تحلیل مان کند. کمی پیچیدگی به درد می خورد. راز داشتن خوب است. وقتی گوشه هایی از زندگی مبهم بماند جریان شیرین تر پیش می رود. پیچیدگی باعث می شود زود تمام نشویم. رازهای کوچک را همه دارند. معماهای ساده زود فراموش می شوند. ولی این هزارتوها هستند که تمامی ندارند. پیچ وواپیچ های ماست که کنجکاوی برمی انگیزند و سوال سازند. و عجیب این که، اوج این پیچیدگی سادگی ست. کتاب "جمعه را گذاشتم برای خودکشی" نوشته " پیمان هوشمند زاده" است که توسط نشر "چشمه" منتشر شده است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت