
سرباز و مرز
هادی خورشاهیان
Freedom cell
نخواستی فقط از اشتیاق بنویسمجدا شدیم که تلخ از فراق بنویسمجدا شدیم شبیه پلنگ و ماه بلندکه ماه من بشوی، از محاق بنویسمنشد که وصل شود سهم عشق و آزادیکه من به شادی از این اتفاق بنویسمنبسته ام طمع شعله زیر خاکسترکه زیر برف فقط از اجاق بنویسمبر این رواق زبرجد نوشته اند به جنگنشد به صلح، شبی بر رواق بنویسمتو رفته ای و جهان اتاق تاریک استچگونه بعد تو در این اتاق بنویسم. نخواستی فقط از اشتیاق بنویسم جدا شدیم که تلخ از فراق بنویسم جدا شدیم شبیه پلنگ و ماه بلند که ماه من بشوی، از محاق بنویسم نشد که وصل شود سهم عشق و آزادی که من به شادی از این اتفاق بنویسم نبسته ام طمع شعله زیر خاکستر که زیر برف فقط از اجاق بنویسم بر این رواق زبرجد نوشته اند به جنگ نشد به صلح، شبی بر رواق بنویسم تو رفته ای و جهان اتاق تاریک است چگونه بعد تو در این اتاق بنویسم.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت