همه را میبینم. ولی با اینهمه تنهایم!
شب های روشن
White Nights
درباره کتاب
کتاب شب های روشن، اثری نوشته ی فئودور داستایفسکی است که اولین بار در سال 1848 وارد بازار نشر شد. داستان این رمان کوتاه در شهر سن پترزبورگ می گذرد و به ماجرای مردی جوان می پردازد که در حال نبرد با بی قراری های درونی خود است. کتاب شب های روشن با روایتی سرراست و لطیف، رنج و احساس گناه ناشی از عشقی یک طرفه را مورد واکاوی قرار می دهد. هر دو شخصیت اصلی این داستان از حسی عمیق از بیگانگی در رنج هستند؛ رنجی که باعث همسو شدن مسیر زندگی آن ها می شود. داستان رمان شب های روشن، ترکیبی درخشان از رمانتیسیم و رئالیسم است و احساسات و عواطف مخاطب را به آرامی نوازش می کند.
در معرفی این اثر به نکاتی مانند فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های مختلف ساخته شده است اشاره شده است.
نکوداشت های این کتاب نیز بر داستانی هیجان انگیز، قصه ای گزنده درباره ی عشق و تنهایی، توسط برجسته ترین نویسنده ی روسیه و شایان توجه تاکید می کنند.
بخش های برگزیده اثر نیز قدر لحظه های کوتاه شادکامی، ماندگاری رویاها و خاطره ها و دشواری بیان بی واسطه احساسات را برجسته می کنند.
تکههای کتاب
۷ تکهوای که چقدر شادی و شیرینکامی انسان را خوشرو و زیبا میکند.
وای ناستنکا، تنهاماندن سخت محزون خواهد بود، محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری، هیچ، هیچ، هیچ، زیرا آنچه بر باد رفته چیزی نبوده است. هیچ، یک "هیچ" احمقانه و بیمعنی، همه خواب بوده است.»
حرفم را برید که: «چطور زندگیتان داستانی ندارد؟ پس چهجور زندگی کردهاید؟» «چطور ندارد! بی داستان! همینطور! به قول معروف دیمی! تک وتنها! مطلقآ تنها! شما میفهمید "تنها" یعنی چه؟» «یعنی چه؟ یعنی هیچوقت هیچکس را نمیدیدید؟» «نه، دیدن که چرا! همه را میبینم. ولی با اینهمه تنهایم!»
خدای من، یک دقیقهٔ تمام شادکامی! آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟
از زندگی واقعی به قدری بیگانهام که مجبورم اینجور لحظههای بینظیر را دوباره در رؤیا بچشم. چون اینجور لحظهها چیزی است که در زندگیام خیلی کم پیش آمده.
ما در عین درماندگی شوربختی دیگران را شدید تر احساس میکنیم🚶🏼♂️
یادداشتهای کاربران درباره کتاب
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
